خرید بک لینک

درباره سایت

نوشته های الی....طنز...عاشقانه....سرگرمی

سیلاااااااااام....حالاک ب وبلاگم اومدی تاآخرین مطلبموبخونو نظربزار.....نظرنزاری خیلی بی معرفتی.......براتون همه نوع مطالبی میزارم ازعاشقونه بگیرتاطنزوسرگرمی

امکانات وب

با دÙx88ستت دارÙx85 Ú¯Ùx81تÙx86 Ùx87اÛx8cت زÙx86دÙx87 اÙx85... Ûx8cÚ© Ùx88Ùx82ت Ùx85را از Ùx87ستÛx8c ساÙx82Ø· Ùx86Ú©Ùx86Ûx8c... شاÛx8cد تÙx88âx80¦ سکÙx88ت Ùx85Ûx8cاÙx86 Ú©Ùx84اÙx85Ùx85 باشÛx8c! دÛx8cدÙx87 Ùx86Ùx85Ûx8cØ´Ùx88Ûx8c اÙx85ا Ùx85Ùx86 تÙx88 را اØxadساس Ùx85Ûx8c Ú©Ùx86Ùx85! شاÛx8cد تÙx88 âx80¦. Ùx87Ûx8cاÙx87Ùx88Ûx8c Ùx82Ùx84بÙx85 باشÛx8c! Ø´Ùx86Ûx8cدÙx87 Ùx86Ùx85Ûx8cØ´Ùx88Ûx8c اÙx85ا Ùx85Ùx86 تÙx88 را Ùx86Ùx81س Ùx85Ûx8c Ú©Ø´Ùx85!. Ûx8cاد گرÙx81تÙx80Ùx80Ùx80Ùx87 اÙx85 اÙx86ساÙx86 Ùx85درÙx86Ùx80Ùx80Ùx80Ûx8c باشÙx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx85 Ùx88 Ùx87Ùx80Ùx80ر بار Ú©Ùx87 دÙx84تÙx86Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ú¯ Ùx85Ûx8cØ´Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx88Ùx85 بÙx80Ùx87 جاÛx8c بغÙx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80ض Ùx88 اشÙx80Ùx80Ùx80Ùx80Ú© تÙx86Ùx87Ùx80Ùx80Ùx80ا بÙx87 اÛx8cÙx86 جÙx85Ùx84Ùx80Ùx80Ùx80Ùx87 اکتÙx81Ùx80Ùx80ا Ú©Ùx86Ùx80Ùx80Ùx80Ùx85 Ú©Ùx80Ùx80Ùx87 Ùx87Ùx88اÛx8c بÙx80Ùx80Ùx80د اÛx8cÙx80Ùx80Ùx86 رÙx88زÙx87Ùx80Ùx80ا آدÙx85 را اÙx81سÙx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80Ùx80ردÙx87 Ùx85Ûx8cÚ©Ùx86Ùx80د ..!
خدا خر را آفرید و به او گفت:
تو بار خواهی برد،
از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود
تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد.
و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود.
و تو علف خواهی خورد
و از عقل بی بهره خواهی بود
و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.
Picture of a Donkey
Kicking out one Hind Leg

خر به خداوند پاسخ  داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم،
اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است.
پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم
و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد
خدا سگ را آفرید و به او  گفت:
 تو نگهبان خانه انسان خواهی بود
و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد.
تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد
و سی سال زندگی خواهی کرد.
تو یک سگ خواهی بود.
excited alert puppy wagging
his tail with a bone in his mouth 

سگ به خداوند پاسخ  داد:
خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است.
کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم
و خداوند آرزوی سگ را برآورد...
خدا میمون را آفرید و به  او گفت:
و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید
و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد
و بیست سال عمر خواهی کرد.
و یک میمون خواهی بود.
Picture of a Cute Little Monkey with Big
<br /> Ears
میمون به خداوند پاسخ  داد:
بیست سال عمری طولانی است،
من می خواهم ده سال عمر کنم.
و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.
و سرانجام خداوند انسان را آفرید
و  به او گفت: تو انسان هستی.
تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین.
تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی
و سروری همه موجودات را برعهده بگیری
و بر تمام جهان تسلط داشته باشی.
و تو بیست سال عمر خواهی کرد.
goofy
looking man with his tongue hanging out wearing a smiley face tie

انسان گفت:سرورم!
گرچه من دوست دارم انسان باشم،
اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است.
آن سی سالی که خر نخواست ،
آن پانزده سالی که سگ نخواست
و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند،
به من بده.
و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...
و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند !!
Picture of
 a Father Giving his Son a Horse Ride
و پس از آن، ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد
 
frantic dad trying to multi task
and work on the computer and iron at the same time with children causing
chaos

و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!

برچسب: نویسنده: الی تاريخ: جمعه 6 ارديبهشت 1392 ساعت: 23:04

صفحه بندی